محمد بن على بن محمد شبانكاره اى

112

مجمع الانساب ( فارسى )

و ميوه‌ها تا خايهء مرغ كه مىنهاد سنگ بود . و چون اين عذاب از ايشان زايل شد ، آنچه سنگ شده بود همچنان بماند و امروز در شهر مصر در ويرانه‌ها درم و دينار سنگين مىيابند . معجزهء هفتم ملخ بود كه به فرمان خداى تعالى چندان ملخ ظاهر شد كه همهء زرعها و ميوه‌ها بخورد . هشتم : سبش بود كه بسيار شد . نهم : غوكان بودند كه پديد آمدند ، چنان‌كه خداى جلّ جلاله فرمود : « وَ الْجَرادَ وَ الْقُمَّلَ وَ الضَّفادِعَ . » « 1 » و فرعون اين همه معجزه‌ها مىديد و هر روز كفر در دلش زيادت مىشد و بر بنى اسرائيل استخفاف مىكرد و فرزندان ايشان مىكشت و بيگار به ايشان مىفرمود . و فرعون پير شده بود و عمرش به چهارصد رسيده بود و قصد كرد كه موسى را با همهء بنى اسرائيل بكشد . بنى اسرائيل آگاه شدند و به موسى جملهء بنى اسرائيل بناليدند . موسى به خداى تعالى [ 77 ] بناليد و دعا كرد . مسبب الاسباب فرمود كه بنى اسرائيل را از مصر بيرون بر . موسى پيران و سرقومان بنى اسرائيل را همه گرد كرد و اين حال معلوم ايشان گردانيد و گفت : « خداى تعالى مرا وعده فرمود كه فرعون را با همهء قوم و تبع و سپاه او همهء هلاك گرداند در دريا ، اكنون همه جمع شويد تا برويم . » ايشان گفتند : « يوسف - عليه السّلام - وصيّت فرموده كه وقتى كه موسى - عليه السلام - از مصر بيرون مىرود ، تابوت او را از مصر بايد كه بيرون برد . » پس هيچ‌كس از بنى اسرائيل نمىدانست كه تابوت يوسف كجاست . زنى پير بود از بنى اسرائيل ، ايشان را تابوت يوسف بنمود و در ميان رود نيل در تابوتى از سنگ رخام . پس موسى تابوت يوسف را برگرفت و بفرمود تا آن شب هر بنى اسرائيلى پيرايه‌اى و رختى از خانهء هر قبطى عاريت بستندند به بهانهء آن كه ما را عروسى است . غرض آن‌كه چون بنى اسرائيل رفته باشند ، روز ديگر قبطيان را ضرورت شود از طلب بنى اسرائيلى شدن از براى زيور كه بازستانند . پس بنى اسرائيل با موسى از مصر بيرون شد به وقت نيم‌شب با اهل و عيال و

--> ( 1 ) . سورهء « اعراف » ، آيهء 133 .